علم روز...
آخرين تاريخ به روز شدن: 02/03/2010
ساير صفحات: [1]
عشق همیشه برنده است

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید .بآنها گفت من شما را نمی شناسم ,ولی فکر می کنم گرسنه باشید .بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم .پرسیدند :آیا شوهر شما خانه است ؟ گفت: نه او بدنیال کاری بیرون از خانه رفته است .گفتند :پس ما نمی توانیم وارد شویم .وقتی شوهر ب...ه خانه برگشت ,زن ماجرا را رای او تعریف کرد .شوهرش باو گفت :برو به آنها بگو شوهرم آمده بفرمائید داخل.زن آنها را به خانه دعوت کرد .آنها گفتند "ما با هم داخل خانه نمی شویم .یک از پیرمرد ها به یکی از دوستانش اشاره کرد و گفت :اسم اون ثروت است .و به دیگری اشاره کرد و گفت اسم اون موفقیت است و خودم عشق هسیم .حالا وارد منزل بشوید و با آقای خانه مشورت کنین که شما کدومیک ار ما ها رو دوست دارین که وارد خانه بشیم .زن وارد خانه شد و به شوهرش جریان رو گفت .مرد بسیار خوشحال شد و گفت ..چه ..خوب پس برو از ثروت دعوت کن که بیاد تو و زندگیمون رو غرق رفاه و ثروت کنه .همسرش باهاش موافق نبود و گفت :چرا از موفقیت دعوت نکنیم که بیاد تو ؟؟؟ عروسشون که در گوشه ای از خونه داشت به صحبت های اونا کوش میکرد یهو پرید وسط بحث و گفت : به نظر من بهتر نیست که از عشق دعوت کنین که داخل خونه بشه ؟؟؟؟ اونوقته که خونه مون پر از محبت و عشق و صمیمت خواهد شد .مرد به همسرش گفت : نصیحت عروسمون را گوش کنیم و محبت و عشق رو مهمون خونه مون کنیم .زن از خونه بیرون رفت و از اون سه تا پیرمرد در خواست کرد : هر کدوم از شما که عشق هست ؟؟خواهش میکنم بیاد منزلمون و مهمون ما باشه .عشق بلند شد و بطرف خانه حرکت کرد ..دو نفر دیگه هم دنبالش اومدن ...زن تعجب زده پرسید ؟ ثروت و موفقیت ؟ شما دیگه کجا میاین تو ؟ من فقط از عشق دعوت کردم که بیاد تو ..اونا همگی با هم جواب دادند : اگه شما ثروت یا موفقیت رو دعوت میکردین ..اون دوتای دیگه از ما باید بیرون می ماندیم .ولی وقتی که شما عشق و محبت رو به خونه تون دعوت کردین هر جا که عشق و محبت باشه ..ما هم دنبالش می رویم .هر جا عشق هست ..رفاه و ثروت موفقیت هم هست ./زندگی با عشق زیبا است

ادامه...

از کاتگوری: سرگرمی
تاريخ درج: 12:07 02/03/2010 نويسنده: مهندس ایمن پور نظرات(0)
آب تنی در حوضچه اکنون

آب تنی در حوضچه اکنون

توصیه به آنهایی که می‌خواهند زنده‌تر زندگی کنند

زندگی کردن در لحظه و دم را غنیمت دانستن، آرزوی خیلی‌هاست. به قول سهراب سپهری: «زندگی، آب‌تنی کردن در حوضچه‌ اکنون است.» اگر این آرزو، آرزوی شما هم هست و دل‌تان می‌خواهد در «اکنون» زندگی کنید (نه در غم گذشته و فکر آینده)، این نوشته می‌تواند کمک‌تان کند.

عاشق بشوید: شاید این عامل، مهم‌ترین عامل باشد. عاشق شوید؛ البته اگر نیستید. اگر عاشق بوده‌اید با تمام وجود عاشق بشوید. بی‌خیال احتیاط شوید. بگذارید قلب‌تان بشکند. عاشق اعضای خانواده‌تان و دوستان باشید. لازم نیست عشق‌تان رمانتیک باشد. حتی می‌توانید عاشق بشریت باشید. ولی عاشق باشید.

از غذا خوردن لذت ببرید:

فقط غذا نخورید؛ از آن لذت هم ببرید. بافت و مزه‌ غذایتان را احساس کنید. هر ذره‌اش را بچشید. اگر خودتان را به لذت بردن از طعم خاصی محدود کرده‌اید چشیدن غذا‌یتان به شما یاد می‌دهد از طعم‌های مختلف لذت ببرید و هنگامی که چیزی می‌خورید سعی کنید واقعا آن را بچشید و به آرامی بخورید. یعنی آنکه عادت های همیشگی را در غذا خوردن حتی گاهی هم شده کنار بگذارید و بعضی اوقات به چیز هایی توجه کنید که نمی کردید.

زود بیدار شوید: زود از خواب بیدار شوید و به استقبال روز بروید. طلوع خورشید را نظاره‌گر باشید. به خودتان بگویید این روز را از دست نخواهید داد، روزی را که یک هدیه خداوند به شماست. لحظه‌ لحظه روزتان را زندگی کنید.

ریسک کنید: ما اغلب اوقات در زندگی‌مان محتاطانه عمل می‌کنیم و نگران هستیم که چه اشتباهی ممکن است رخ دهد. جسور باشید و ریسک کنید.چه چیزی برای از دست دادن دارید؟

دنبال هیجان باشید: سعی کنید چیزهایی بیابید که به زندگی‌تان هیجان ببخشد و بعد از انجام یک کار هیجا‌ن‌انگیز دنبال هیجان دیگری باشید. البته بین ماجراجویی‌های‌تان زمان‌هایی را به آرامش اختصاص دهید. مثلا یک اتفاق را که همیشه آن را به تعویق می اندازید بطلبید و تمام سعی خود را در بهتر انجام دادن آن بکنید و سپس به خود آفرین بگویید.

بروید بیرون:

خودتان را در خانه حبس نکنید. وقتی هوا بارانی است زیر باران قدم بزنید. در دریاچه‌ یخ‌زده شنا کنید. زیر نور خورشید دراز بکشید. روی چمن بازی کنید و با پای برهنه در چمن قدم بزنید تا به طبیعت نزدیک‌تر شوید. و خلاصه هر کاری که بتواند عادت باز داری های شما را بشکند و کودک درونتان را نوازش کند.

دلبستگی‌هایتان را پیدا کنید: زندگی‌تان را با علایق‌تان بسازید. اول درباره کاری که واقعا به آن عشق می‌ورزید، فکر کنید. سپس سعی کنید بفهمید چگونه می‌توانید با انجام آن کار ، زندگیتان را بسازید .ممکن است مشکل باشد ولی شما هم فقط یک بار زندگی می‌کنید.

از سلول‌تان بیرون بیایید: آیا همه روز را پشت کامپیوتر و در حال کار و یا چت در اینترنت می‌گذرانید؟ روزتان را این‌گونه هدر ندهید. خودتان را از محیط سلول‌تان آزاد کنید و کارهایتان را با یک لپ‌تاپ در یک فضای سبز یا محیطی با حداکثر امکان تنفس و هوای آزاد انجام دهید. ممکن است برای شکست سلول‌تان احتیاج داشته باشید کارتان را تغییر دهید یا رویه ای جدید پیدا کنید، ارزشش را دارد.

تلویزیون را خاموش کنید: چند ساعت‌مان را جلوی این جعبه سرگرمی از دست می‌دهیم. چند ساعت برای زندگی کردن فرصت داریم؟ زمان استفاده از تلویزیون را کاهش دهید و یک فعالیت با نشاط تر را امتحان کنید. مثلا یک موضوع را برای صحبت کردن با خانواده در نظر بگیرید. زمان می گذرد چه بهتر که با لذت بیشتری باشد.

امام جعفر صادق (ع) : بر دنیا شكیبا باشید كه آن ساعتی است ، زیرا آنچه كه از دنیا گذشته ( اكنون ) نه دردی از آن احساس می كنی و نه شادی و آنچه نیامده ندانی كه چیست ؟ همانا دنیای تو آن ساعتی است كه در آنی . پس در آن یك ساعت بر طاعت خدا صبر كن و از نافرمانی خداوند شكیبا باش ( و خود را نگاهدار).

پی نوشت : اصبروا علی الدنیا فإنما هی ساعة فما مضی منه فلا تجد له ألما و لا سرورا و ما لم یجی ء فلا تدری ما هو و إنما هی ساعتك التی أنت فیها فاصبر فیها علی طاعة الله و اصبر فیها عن معصیة الله . اصول كافی ، ج

ادامه...

از کاتگوری: سرگرمی
تاريخ درج: 12:02 02/03/2010 نويسنده: مهندس ایمن پور نظرات(0)
آنلاين: زبیرپاداش, و 232 مهمان